- خب همین اول بگم که همین الان ضدحال خوردم؛ ساعت ۱۲ (قدیم) که شد، پارازیت از در و دیوار باریدن گرفت تا در آستانهی سال جدید واسهمون یادآوری بشه که کجا داریم زندگی میکنیم!
- این ۴-۵ روزی که تعطیل بودم خیلی بهم خوش گذشت. آرامش داشتم،هم به خاطر اینکه تمرین درسی خاصی نداشتم و هم اینکه،مهمتر از اون، امیر هر روز میومد خونهمون و من لذت میبردم از حضورش. تو این دو هفتهای که امیر اومده، اصلا بابام یهجور خوبی خوشحاله. همهش صبحا میره تند تند کاراشو انجام میده که زودتر بره دنبال امیر. وقتی داره باهاش بازی میکنه، خوشحالی رو خیلی راحت میشه تو چهرهش دید. خیلی خوشحالم وقتی بابام انقد خوشحاله.
- یه دوستی دارم که از دبیرستان با هم دوست شدیم، مامانامونم با هم دوستن. بعد اون پزشکی میخونه، خیلیم بااستعداد و با پشتکاره ماشالا. حالا خودش، خودشو معاینه کرده و وجود یه غده رو روی تیروئید خودش تشخیص داده و بعدم عملش کردن. دیروز نتیجهی آزمایش روی غده اومد. خیلی امیدوار بودم که چیز مهمی نبوده باشه، ولی چیز مهمی بود؛ غده بدخیم بود! :(
از دیروز که فهمیدم، همهش دارم بهش فکر میکنم. دوست دارم دوستم زودتر حالش خوب شه، بشه مثل قبل.
نمایش پستها با برچسب سال نو. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب سال نو. نمایش همه پستها
۱۳۹۱ فروردین ۱, سهشنبه
سال نو مبارک
۱۳۹۰ فروردین ۱, دوشنبه
سال نو مبارک
تا کمتر از یک ساعت دیگه سال ۸۹ تموم میشه و وارد سال ۹۰ میشیم و من بعد از کلی فکر کردن هنوز هم نمی دونم چه جوری می خوام این پست رو بنویسم! به نظرم یه سیال ذهن واسه این مواقع جواب میده! :دی
۱۳۸۸ اسفند ۲۹, شنبه
سال نو مبارک
الان ساعت 6:40 ه؛ یعنی فقط 2 ساعت و 22 دقیقه از سال 88 مونده! عجب سالی بود ماشالا! کلی خاطره در انواع و اقسام مختلف تو ذهنم مونده ازش!
2 ماه و 22 روز اولش عالی بود! یعنی امید به زندگی ملت کلی رفته بود بالا. همه خوشحال بودیم و امیدوار! من که به شخصه تو آسمونا سیر می کردم از خوشحالی! یه چیزی رو همیشه غصه شو می خورم و اونم برنامۀ 2 خرداد سالن 12 هزار نفریه که من به خاطر میان ترم زبان تخصصی از دست دادمش متأسفانه! زنجیرۀ سبز 18 ام و راهپیمایی انقلاب تا آزادی 20 ام خرداد هم از اون خاطره های فراموش نشدنیه!
بعد این 2 ماه و 22 روز خیلی خوب و خاطره انگیز دیگه همه چی عوض شد! دیگه حداقل ظاهر قضیه خیلی افتضاح بود. ولی خوب، یه جور دیگه که بهش فکر کنی اتفاقا خیلی خوبم بود؛ تلخ بود ولی انصافا خوب بود!
الان دیگه سال داره نو میشه، فعلا همه چی خوبه، این اواخرم اتفاقای خوب افتاده (منظورم آزادی تعداد قابل توجهی از زندانیای سیاسیه مثل آقای تاجزاده و میردامادی) و "فقط جاي رفيقامون که نيستن خاليه". :(
در مورد دانشگاه فقط باید بگم که امیدوارم تو سال جدید از ساعتایی که تو دانشگاه هستم بیشتر لذت ببرم!
الان همین چهار خط رو نوشتم ساعت شد 7:20! هنوز وقت هست تا سال تحویل ولی از اونجایی که دارم می رم خونه مادربزرگم همین جا باید تموم کنم این پست رو!
سال نو مبارک
امیدوارم سال خوبی باشه واسه همه! امیدوارم تو سال جدید دیگه کسی به خاطر عقایدش از زندگی محروم نشه. امیدوارم همۀ اسرای جنبش سبز زودتر آزاد شن و دل همۀ ما رو شاد کنن.
آهان، راستی...
سال 89 اسمش "سال صبر و استقامت"ه. راضیم!
اگه وقت کردین پیام نوروزی مهندس موسوی و خانم دکتر رهنورد رو دانلود کنین و ببینین.
اشتراک در:
پستها (Atom)