ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۲۶, جمعه

قرعه‌کشی دور ۱/۸ نهایی لیگ قهرمانان اروپا

خب، بالاخره قرعه‌کشی لیگ قهرمانان اروپا هم انجام شد و مطابق معمول رئال به لیون خورد!! اما نتیجه‌ي قرعه‌کشی...
  • رم - شاختار دونتسک
  • آ ث میلان - تاتنهام
  • والنسیا - شالکه 04
  • اینتر میلان - بایرن مونیخ
  • المپیک لیون - رئال مادرید
  • آرسنال - بارسلونا
  • المپیک مارسی - منچستر یونایتد
  • کپنهاون(؟!) - چلسی
دور رفت ۱۵ و ۱۶ فوریه (۲۶ و ۲۷ بهمن) و دور برگشت ۸ و ۹ مارس (۱۷ و ۱۸ اسفند) برگزار می‌شه که شکر خدا اولای ترمه و مشکلی وجود نداره :دی

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۲۳, سه‌شنبه

۲۲ آذر ۸۹

والا تا اونجا که من یادم میاد از بچگی همیشه نماد امام حسین و کلا ائمه رنگ سبز بوده و قرمز هم نماد شمر و دار و دسته‌ش. حالا دیروز تو تلویزیون مترو دیدم که بین تبلیغاش یه چیزی واسه محرم پخش می‌کنه که یه پرچم قرمزه با یه جاهایی که سایه‌ی سیاه خورده و روش نوشته «یا حسین مظلوم»، دریغ از یک نقطه‌ی سبز رنگ!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آبان ۹, یکشنبه

۹ آبان ۸۹

باز دارم به خاطر یه رودرواسی بیخود و بی‌مورد تنبیه شدید می‌شم! کاش یه روز یاد بگیرم حرفمو رک و راست و بدون تعارف بزنم تا در این حد به دردسر نیفتم و اعصاب و روانم داغون نشه! 

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۲۱, چهارشنبه

۲۱ مهر ۸۹

استادِ میگه دانشجوهای شریف سریع حساب کنین فلان چیزو. بعد دخترِ برگشته می گه اینو که یه دانشگاه آزادیم میتونه حساب کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
[عذر میخواما] ولی آدمو سگ بگیره، جو نگیره! والا به خدا!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۱۵, پنجشنبه

بازوبند کاپیتانی و جنبش سبز

خلاصه بگویم اینکه ما در مقابل میلیاردها انسان در مقر سازمان ملل بگوییم در ایران زندانی سیاسی وجود ندارد و اینهائی که زندانی هستند می‌خواسته‌اند پلیسها را بکشند و یا ترس خود را از مچ‌بند سبز ورزشکاران و هنرمندان نتوانیم پنهان کنیم نشان می‌دهد که جنبش در همه حال و همه جای ایران و جهان حضور دارد و اینان را راحت نمی‌گذارد و عرصه را آن چنان برای ظالمان تنگ کرده است که تصدیق بدیهیات از سوی اینان مساوی رها کردن قدرت خواهد بود و به همین دلیل بسط آگاهی‌ها برای آینده کشور و جنبش نقش حیاتی دارد.
میرحسین موسوی در مصاحبه با سایت کلمه 

یعنی ۱۰۰ بار چشم فتنه کور شده ها ولی بازم تو نیمه دوم بازی ایران-برزیل، بازوبند کاپیتانی نکونام خیلی اتفاقی از سبز به زرد تغییر رنگ میده!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

رند 1ی مرفه بی درد

در یک اقدام عجیب و غیر منتظره یکی تو آموزش اوضاع از دستش در رفته من رندَم 1 شده این ترم :دی
اول قرار بود ثبت نام 22ام باشه، به خاطر یه روز تعطیلی بعد عید فطر، افتاد 23ام. من البته اولش اینو نمی دونستم. به خاطر همین فکر کردم که دیگه رند آخر جواب نمی داده، من ثبت نامم افتاده با 8ایا! :)) یعنی انقد واسم باورنکردنی بود
خلاصه...
فردا ثبت نامه و باید کله سحر راه بیفتم برم دانشگاه که یه وقت این فرصت استثنایی رو واسه انتخاب واحد از دست ندم که دیگه بعیده از این شانسا بیارم! امیدوارم درست انتخاب واحد کنم و بتونم مثل آدم درس بخونم تو ترم سنگینی که در پیش دارم!

ناراحتم تابستون داره تموم میشه. تابستون امسال اگرچه ظاهرا کار خاصی نکردم (مثلا در مجموع شاید به اندازۀ یه هفته مسافرت بودم. بقیه ش همش تهران بودم!) ولی خیلی واسم خوب بود و خوش گذشت بهم.
وقتی مدرسه می رفتم، شهریور که از نیمه می گذشت دیگه لحظه شماری می کردم واسه مدرسه رفتن(!) ولی باید اعتراف کنم که الان اصلا اونجوری نیستم و اصلا هم از تعطیلات خسته نشدم! راستشو بخوام بگم، یه دلیل عمدۀ ناراحتیم از اتمام تعطیلات، به هم خوردن برنامۀ سریال دیدنمه، تازه داشتم لذت می بردم  :دی

پ.ن: تیتر این پست رو به حساب نَدید بَدید بودنم در مورد رند خوب بذارین :دی

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۹, سه‌شنبه

جام جهانی بسکتبال

خیلی وقته که نسبت به بازیای تیمای ملی بی تفاوت شدم ولی الان به خاطر این جام جهانی بسکتبال حس وطن پرستیم و ورزش ملی دوستیم (!) گل کرده به طرز عجیبی! گروهشون خیلی سخته و احتمال صعودشون خیلی کم، ولی با این حال خیلی خیلی دلم می خواد که حداقل اگه صعود نمی کنن، انقد خوب بازی بکنن و خودشونو نشون بدن که تیمای خوب خارجی جذبشون کنن و ما هی خوشمون بیاد که یه ایرانی تو یه تیم خفن بازی می کنه. مثلا الان کلی حال می کنم که حامد حدادی تو NBA (تیم ممفیس) بازی می کنه!
امشب بازی سومشونو انجام دادن و خوب هم بازی کردن و بردن از تونس. دو تا بازی قبلیشون با برزیل و کرواسی رو باختن و الان با 4 امتیاز تیم 5ام گروهشونن. هنوز 2 تا بازی دیگه دارن؛ یکی با آمریکا که بخت اول قهرمانیه (به قولی) و یکی هم با اسلونی. از هر گروه 4 تا تیم صعود می کنن (سیستم بازیا) و ایران برای صعود باید یکی از 2 تا بازی باقیمونده شو ببره. علی رغم اینکه (به قول معروف) روی کاغذ احتمال برد ایران از هر دوتای این تیما خیلی کمه، ولی جدا امیدوارم که ناامید نباشن و خیلی خوب و با هدف صعود بازیشونو بکنن :)

پ.ن: همیشه تماشای بازیای بسکتبال ایران واسم هیجان انگیزتر از بازیای بسکتبال جاهای دیگه، مخصوصا NBA، بوده؛ دلیلشم اینه که اونا هر شوتی می کنن گل میشه، ولی ایرانیا از هر چند تا شوتشون یکیش گل میشه! همینش کلی هیجان داره :دی

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۷, یکشنبه

و باز هم فوتبال...

دیشب فصل جدید لالیگا و سری آ شروع شد. رئال امشب از ساعت 11:30 با مایورکا بازی می کنه و اینتر فردا شب از ساعت 11:15 با بلونیا. 
رئال واسه این فصل مربیش عوض شده؛ خوزه مورینیو از اینتر اومده. ریکاردو کاروالیو، پدرو لئون، سامی کدیرا، آنخل دی ماریا، مسعوت ازیل و سرجیو کانالس رو هم خریده. اینجا میتونین جزئیات همۀ تغییرات رئال رو واسه فصل جدید ببینید. این سایت رسمی باشگاه و اینم پروفایلش تو سایت رسمی یوفا.

اینتر هم طبعا مربیش عوض شده واسه این فصل؛ رافائل بنیتز از لیورپول اومده. کلی  (13 تا) هم بازیکن جدید خریده! تغییرات اینتر رو هم اینجا می تونین ببینین. اینم سایت رسمی باشگاه و پروفایلش تو سایت رسمی یوفا.


رئال تو لیگ قهرمانان اروپا (همون جام باشگاه های خودمون :دی) با میلان ایتالیا و آژاکس هلند و اوسر فرانسه هم گروه شده!
اینتر هم با تاتنهام انگلیس، وردربرمن آلمان و تونته (؟) هلند هم گروه شده. هر چی گروه رئال سخته این گروه خیلی آسون به نظر می رسه :)

ببینیم چه می کنن دیگه ...

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۲۵, دوشنبه

25 مرداد 89

اون اوایل چند بار در مورد جوی که تو دورمون هست نوشته بودم. الان دیگه اصلا جایی واسه صحبت در اون مورد نمونده جز اینکه هنوز شوخی های بی مورد بعضیا بیش از پیش بهم ثابت می کنه که جایی واسه اصلاح وجود نداره! آدم کم ظرفیتی نیستم ولی معتقدم که آدم باید حد خودشو بشناسه و بدونه داره با کی چه شوخی ای می کنه. واسه اینکه ابهامی وجود نداشته باشه می گم که بهونۀ این پست میلیه که بعد از میل مربوط به افطاری دانشکده به گروپ زده شد!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۱۴, پنجشنبه

اعتصاب غذای 17 نفر از زندانیان بند 350 اوین

10 روزه که 17 تا از زندانیای سیاسی تو بند 350 اوین اعتصاب غذا کردن. 3 تاشون اعتصاب خشک کردن(+). خانواده هاشونم همش دارن تجمع می کنن و اعتراض می کنن و وقاحت مسئولین هم داره هر روز بیشتر می شه. امروز خوندم که به خانواده ها حمله کردن و تهدید کردن که بازداشتشون می کنن(+). وضعیت وحشتناکیه! همش دارم فکر می کنم که یکی مثل من چه جوری می تونه به بهبود این وضعیت کمک کنه؟ فکر کنم حداقل کاری که در حال حاضر می تونم انجام بدم اینه که بقیه رو در جریان اخبار مربوط به این اعتصاب قرار بدم. البته اینجا نه!
فعلا فقط همین

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

4 مرداد 89

امشب یه عروسی رفتم که بسیار بسیار حال داد! فقط چون کم اتفاق می افته که عروسی خوش بگذره به آدم، گفتم این اتفاق نادر رو ثبت کنم تو وبلاگم :دی

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۳, یکشنبه

3 مرداد 89

بعضی مسائل بدجوری فکر آدمو مشغول می کنه. هر چیم تلاش می کنی یه جوری قضیه رو بپیچونی و بهش فکر نکنی، نمی شه. مثلا الان یکی از دوستای خیلی خوبم تا چند وقت دیگه میره از ایران. منم تازه فهمیدم و بعید می دونم دیگه فرصتی باشه بتونم ببینمش قبل رفتنش. بعد این موضوع بدجوری رفته رو اعصابم! :(

ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۲۱, دوشنبه

اسپانیا؛ قهرمان جام جهانی 2010

بالاخره من به آرزوی دیرینۀ (!) خودم رسیدم؛ اسپانیا قهرمان جام جهانی شد! شانسکی هم نه ها، خیلی هم با برنامه و تر و تمیز! :)
ولی فینال عجب بازی ای بود. واقعا استرس داشتما! هر لحظه ممکن بود روبنی، ون پرسی ای کسی در بره و گل بزنه و کارو تموم کنه! خدا رو شکر که اینیستا خیالمونو راحت کرد و بازی به پنالتی نکشید. یعنی اصلا قلبم داشت یه 200-300 تایی در دقیقه می زد!!!
بعد این هلندیا چقد وحشی بودن! ون بومل که فقط به قصد پا می رفت! خیلی وحشیه کلا! بازی نمی کنه اصلا که! اون دی یونگم که ژابی آلونسو رو داغون کرد! باید اخراج می شد، ولی فقط یه کارت زرد گرفت! اصلا کلا داور خیییییییلی بد بود. 14 تا کارت زرد داد، 1 کارت قرمز! حساب کنین که چقد بازی از کنترلش خارج بود!  
ولی حالا اینا مهم نیست، مهم اینه که نهایتا اسپانیا قهرمان شد :)

Viva España

بعد حالا فقط یه چیزی... الان که جام جهانی تموم شد چی کار کنم؟ عادت کرده بودما! تازه داشت بهم خوش می گذشت :(

ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۱۷, پنجشنبه

اسپانیا در فینال جام جهانی

بالاخره اسپانیا برای اولین بار رسید به فینال جام جهانی و من بسیار بسیار خوشحالم الان :دی
بازیش خیلی توپ بود. اسپانیا کولاک کرد و واقعا حقش بود ببره! 
در اینجا لازم می دونم از اون اختاپوسه که انقد با شعور برخورد کرد با قضیه، تقدیر و تشکر کنم!
اینم بگم که اسپانیا و هلند هر دوشون تا حالا قهرمان نشدن و اسپانیا اصلا اولین باره که به فینال می رسه! چه بازی ای بشه فینال! چه صحنۀ به یادماندنی ای بشه اون صحنه ای که کاسیاس جامو می بره بالا... :)

Viva España

* ظاهرا viva Spain درست نیست! اصلاحش کردم به این صورتی که در بالا می بینید :دی

ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۸, سه‌شنبه

شکنجۀ سفید

یه مدل شکنجه هست بهش می گن "شکنجۀ سفید"! خیلی کوتاه بخوام تعریف کنم می شه شکنجۀ روحی! بعد تو ایران معمولا اینجوریه که طرفو می فرستن انفرادی و اخبار اشتباه بهش میدن و مثلا می گن فلان کس مرده و ...!
تو خونۀ ما هم اینجوریه که یه ظرف آلبالو می ذارن جلوت، می گن بشین فقط هسته هاشو بگیر ("فقط" تأکید داره رو اینکه آلبالوها رو نخور، فقط هسته شونو بگیر. فقط اگه شانس بیاری اون هسته گیر وسطاش یه چند تا آلبالو رو له کنه که دیگه واسه مربا مناسب نباشه و بتونی بخوری :دی)! یه کنترل نامحسوسی هم انجام میشه که یه وقت تخلف نکنی! بعد یعنی روح و روانت در عذابه وقتی می بینی آلبالوا همین جوری دارن از دست می رن و می رن که مربا بشن! اگه بدونین من امشب چی کشیدم! کی پاسخ گوئه آخه، هان؟!!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۱, سه‌شنبه

تابستون

باورم نمیشه که بالاخره تابستون شروع شد! قشنگ 7-8 سال پیر شدم تو این یه هفتۀ اخیر! 3 تا امتحان داشتم که همشونو بار اول بود می خوندم. بعد از اونجایی که مجبور بودم به صورت فشرده خر بزنم، همش فوتبالا رو نصفه نیمه دیدم  و به جز چند تا مینیمال، هیچی نخوندم تو گودر! :((   تا حالا انقد با نفسم مبارزه نکرده بودم!
الان خیلی خوشحالم؛ دیگه می تونم بدون دغدغه فوتبال ببینم و به مقدار لازم و کافی در گودر و باز، گشت بزنم! :دی

ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه

شروع جام جهانی

بعد از ماه ها انتظار، امروز بالاخره جام جهانی شروع شد. :)
تا الان همه چی خوب بوده، فقط این بوقاشون بد جوری رفته رو اعصاب! اسمشونو (اسم بوقا رو) فردوسی پورگفتا، ولی من نفهمیدم! اگه یه ماه بخوان همین جوری بوق بزنن مغزمون متلاشی میشه آخرش!

با این وضعیت من موندم که بقیۀ امتحانامو چه جوری می خوام بدم! آخه من الان (از این به بعد) وقت درس خوندن ندارم که! روزی 3-4 تا بازیه به هر حال :دی

اگه برنامۀ بازیا رو ندارین، می تونین از اینجا دانلود کنین.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۷, جمعه

خودم کردم که لعنت بر خودم باد

وقتی کلی آدم سال بالایی میگن این استاد ****ه، وجبی نمره میده، مثل چی کار می کشه، رو اعصاب و روانت رژه میره و ... ، بعد جوگیر میشی میری باهاش درس برمیداری، خوب حقته دیگه! هر چی سرت بیاد حقته! آدم جوگیر (هم با خودمم هم با این استاده)! اه!

پ.ن: استادی هستن ایشون که حتی خودشون هم می دونن که حضور سر کلاسشون معادل 2 ساعت اتلاف وقته و سیستمشون مبتنی بر این قانون هست که "حتی الامکان دانشجو باید زیر بار کارای درس له بشه وگرنه قبول نیست"! نحوۀ امتحان گرفتن ایشون رو باید جزو موارد نقض حقوق بشر ثبت کنن! (اینجوریه که هر کی (اعم از استاد و دانشجو) تو دلش به یه چیزی فکر کرده باشه، بقیه موظفن بر اون چیز آگاه باشن و در امتحان پایان ترم هم ازش سؤال میاد! و این خییییییلی  ستمه)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۵, چهارشنبه

5 خرداد 89

استاد ****! هیچ وقت انقد از یه استاد عصبانی نبودم! حالم داره از خودش و اون کلاس مسخره شو هر چیزی که به اون کلاس لعنتی مربوطه به هم می خوره!
[خیلی بیشتر از اینا عصبانیم ولی به دلیل پاره ای ملاحظات (!) بقیۀ حرفمو می خورم!]

ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

2 خرداد 89

فکر کنم دیگه تا امتحانای ترم کار سنگین ندارم؛ اتفاق بسیار نادری هست که احتمال وقوعش برای یک دانشجو از هر اپسیلون بزرگتر از صفر کوچکتره! 
حالا نمی دونم واقعا کاری ندارم یا اینکه یه سری کارا هست و من خبر ندارم هنوز یا خبر دارم ولی هنوز به عمق فاجعه پی نبردم! نمی دونم والا. به هر حال تا وقتی اخبار ناگوار بهم برسه من همون قسمت اول گزارۀ بالا رو درست در نظر می گیرم :)

استاد بی نظم

ای بابا، آخه استاد انقد بی نظم؟ ما قراره ساعت 1 تا 3 ارائه بدیم، بعد ساعت 12:10 ظهر رو سایت درس اعلام می کنه که برنامه عوض شده و ارائه ها عقب افتاده! یکی نیست بگه آخه مگه آزار داری؟ یه کم زودتر اعلام می کردی خب. سه روزه همه کار و زندگیمو ول کردم دارم مقاله می نویسم و اسلاید می سازم.
کلی وقت بود منتظر فینال جام باشگاه ها بودم بعد به خاطر همین ارائه هیچی ازش نفهمیدم :(
تازه امروز ساعت 7:30 هم کوییز داشتم و وقت نکردم واسش بخونم!
الان خیلی شاکیم از دست این استاد بی نظم!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۶, یکشنبه

بارسلونا قهرمان لالیگا شد

رئال قهرمان نشد آخر و من الان خیلی ناراحتم از این بابت :(
تبریک به طرفدارای بارسلونا! 

26 اردیبهشت 89

امروز خیلی روز حساسیه؛ از ساعت 9:30 به طور هم زمان بارسلونا با وایادولید بازی می کنه و رئال با مالاگا! بعد بارسلونا اگه یه وقت ببره قهرمانه (که البته خدا نکنه)! الان خیلی استرس دارم
چند دقیقه پیشم اینتر قهرمان سری A (اسکودتو) شد. اونجام مثل اسپانیا بود وضعیت، هم رم برد هم اینتر، ولی خب چون اینتر 1 امتیاز جلوتر بود آخر قهرمان شد. :)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۲, چهارشنبه

22 اردیبهشت 89

کار احمقانه می کنید خوب پاش وایسین، چرا می ترسین؟ یه ملتی رو مسخره کردین سر اینکه شنبه و یکشنبه تعطیله یا نه! اه

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۸, شنبه

تی ای نمونه

تی ایی که وقتی بهش میل می زنی و با ترس و لرز می گی "لطفا خوهشا اگر امکان داره لطف کنید مهلت پروژه رو یکی دو روز تمدید کنید" (به انضمام هزار جور تعارف و تشکر و اینا!)، بعد یهو یه هفته تمدید می کنه، واقعا باید به عنوان "تی ای نمونه" یه جایزۀ نفیس دریافت کنه :)
الان بسیار خوشحالم از تمدید مهلت پروژه :)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

تجدید خاطره :(

امروز یه خاطره بد واسم یادآوری شد، بعد دقیقا همون حسایی که در همون زمان بهم دست داد، الانم بهم دست داده  :(
یعنی اگه می تونستما، حتما کل سال اول دانشگاه رو از ذهنم پاک می کردم به طور کامل  :(

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۳۰, دوشنبه

رئال مادرید 2-0 والنسیا

الان رئال با این برد رسید به 1 امتیازی بارسلونا. آخجون :)
گلای رئالو هیگویین و رونالدو زدن، کلی موقعیتم از دست دادن . والنسیام چند تا موقعیت خفن داشت که کاسیاس گرفت همه رو :) دیوید سیلوا هم یه شوت خفن زد که خدا رو شکر خورد به تیرک ولی به هر حال یه لحظه قلبم اومد تو دهنم!
الان 5 هفته تا آخر لا لیگا مونده. رئال 2 تا بازی تو خونه داره، بارسلونا 3 تا. بارسلونا 2 تا بازی سخت با سویا و ویارئال داره تو خونه حریف که جای امتیاز از دست دادن داره :دی   
خلاصه که رئال همچنان می تونه قهرمان شه :)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۲۹, یکشنبه

کرایه تاکسی

آقاهه پول خورد نداشت بقیه پولمو پس بده، کلشو پس داد، یعنی اصلا کرایه نگرفت! بعد من الان عذاب وجدان دارم... وووووووویی :(

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۲۸, شنبه

28 فروردین 89

فردا صبح ساعت 7:20 امتحان دارم، 7:30 ام نه ها، 7:20!!!! بعد الان از استرس اینکه صبح خواب بمونم و به موقع نرسم، خواب به کل از سرم پریده! خیلیم سرحالم تازه!!!! فقط از اینکه صبح یهو وسط امتحان خوابم نگیره الان دارم میرم بخوابم. واقعا که! نامردی از این بیشتر نمیشد، حتما تو فرم ارزیابی به این نکته اشاره می کنم :)

در ضمن، دیشب اون همه فتوا صادر کردم در مورد بازی اینتر-یوونتوس، آخر خودم خوابم برد ندیدم بازیشو، خیلی حیف شد :(  

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۲۷, جمعه

۲۷ فروردین ۸۹

انقد بدشانسم که این همه که بیکارم هیچ برنامه ای نیست، بعد یه هفته که هزار تا کار می ریزه رو سرم، هم یهو مهمون میاد، هم شجریان‌(همایون) کنسرت می ذاره، هم خانواده یادشون میاد که به رنگ ارغوان خیلی وقته اکران شده و باید هر چه سریع تر بریم ببینیم که یه وقت ورش ندارن، هم فوتبال خفن* هست کلی! الان به خاطر کنسرت شجریان کلی دارم غصه می خورم :(   ولی شک نکنین که در سایر برنامه ها حضور فعالی داشتم تا الان و از این به بعد هم خواهم داشت :دی


* امشب اینتر-یوونتوس ساعت 11:15 ، یکشنبه شب رئال-والنسیا ساعت 11:30 ، سه شنبه اینتر-بارسلونا ساعت 11:15. تازه اینا اونایین که واجبه ببینم وگرنه بازم هست! (کلا بر هر فوتبال دوستی لازمه که بازی اول و سومو حتما ببینه)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه

ال کلاسیکو

تا یه ربع دیگه بازی*  شروع می شه. منم طبق برنامۀ استراحتم** پیش اومدم و تا نیم ساعت پیش خواب بودم، در نتیجه الان سر حالم و منتظر شروع بازی!

*ساعت 12:30 بازی رئال مادرید و بارسلوناست. غیر از اینکه کلا بازی خیلی خفنیه همیشه، الان هم به دلیل موقعیت دو تا تیم تو جدول به صورت مضاعف حساسه. یعنی دیگه این دفعه رئال باید حتما حتما ببره وگرنه واسه قهرمانی لالیگا یه وقت مشکل پیدا می کنه :دی


** آخه فردا از اون روزای ستمه که 7:30 صبح کلاس دارم و واقعا نیاز به برنامه ریزی داشتم که یه وقت کمبود خواب نیارم بدبخت شم. لازم به ذکره که این برنامه بلندمدت بود و از 5شنبه شروع شد و تا فردا هم ادامه خواهد داشت! :دی

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۱۴, شنبه

14 فروردین 89

یکی از دوستای مدرسم هست، 8ایه، ترم دوم اومده دانشکده ما! چند بار هم دیگه رو دیدیم تو دانشگاه (امروزم چشمم به دیدارش روشن شد!) ، ولی به طرز اعجاب آوری اصلا به روی مبارکش نمیاره که منو می شناسه! بابا حداقل یه سلامی یه علیکی، حالی احوالی! نمی دونم والا!!

 کلا برخوردای عجیب غریب دارم می بینم این روزا!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۹, دوشنبه

رئال مادرید 3-2 اتلتیکو مادرید

عجب بازی ای بود دیشب! خیییییلی خفن بود، واقعا لذت بردم  :)
ژابی آلونسو و هیگویین و آربلوا (Arbeloa) واسه رئال گل زدن و ریس (Reyes) و فورلان (از رو نقطه پنالتی) واسه اتلتیکو.
راموس و ژابی آلونسو هم کارت زرد گرفتن که بازی بعدو از دست بدن و واسه ال کلاسیکو باشن حتما!
الان هم چنان رئال در صدر جدول به سر می بره :دی
خوشحالم!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۸, یکشنبه

مهمون سر ظهر!

خدایی کار خوبی نیست دیگه که سر ظهر زنگ بزنن که یه ساعت دیگه میایم خونتون! آدم هیچی از ناهارش نمی فهمه :(    قبل ظهر زنگ بزنن بگن ناهار میایم آدم خیالش راحت تره!

8 فروردین 89

دیشب تا صبح یه دونه خواب بدو هی داشتم می دیدم! اعصاب و روانمو ریخته بود به هم :(

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۲, دوشنبه

2 فروردین 89

قبلنا سرما می خوردیم یه چهار تا برنامه رو می تونستیم بپیچونیم، الان نمی دونم چرا راه در رو نداره اصلا :(

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۲۹, شنبه

سال نو مبارک

الان ساعت 6:40 ه؛ یعنی فقط 2 ساعت و 22 دقیقه از سال 88 مونده! عجب سالی بود ماشالا! کلی خاطره در انواع و اقسام مختلف تو ذهنم مونده ازش! 
2 ماه و 22 روز اولش عالی بود! یعنی امید به زندگی ملت کلی رفته بود بالا. همه خوشحال بودیم و امیدوار! من که به شخصه تو آسمونا سیر می کردم از خوشحالی! یه چیزی رو همیشه غصه شو می خورم و اونم برنامۀ 2 خرداد سالن 12 هزار نفریه که من به خاطر میان ترم زبان تخصصی از دست دادمش متأسفانه! زنجیرۀ سبز 18 ام و راهپیمایی انقلاب تا آزادی 20 ام خرداد هم از اون خاطره های فراموش نشدنیه!
بعد این 2 ماه و 22 روز خیلی خوب و خاطره انگیز دیگه همه چی عوض شد! دیگه حداقل ظاهر قضیه خیلی افتضاح بود. ولی خوب، یه جور دیگه که بهش فکر کنی اتفاقا خیلی خوبم بود؛ تلخ بود ولی انصافا خوب بود!
الان دیگه سال داره نو میشه، فعلا همه چی خوبه، این اواخرم اتفاقای خوب افتاده (منظورم آزادی تعداد قابل توجهی از زندانیای سیاسیه مثل آقای تاجزاده و میردامادی) و "فقط جاي رفيقامون که نيستن خاليه". :(

در مورد دانشگاه فقط باید بگم که امیدوارم تو سال جدید از ساعتایی که تو دانشگاه هستم بیشتر لذت ببرم!

الان همین چهار خط رو نوشتم ساعت شد 7:20! هنوز وقت هست تا سال تحویل ولی از اونجایی که دارم می رم خونه مادربزرگم همین جا باید تموم کنم این پست رو! 
سال نو مبارک
امیدوارم سال خوبی باشه واسه همه! امیدوارم تو سال جدید دیگه کسی به خاطر عقایدش از زندگی محروم نشه. امیدوارم همۀ اسرای جنبش سبز زودتر آزاد شن و دل همۀ ما رو شاد کنن.

آهان، راستی...
سال 89 اسمش "سال صبر و استقامت"ه. راضیم!
اگه وقت کردین پیام نوروزی مهندس موسوی و خانم دکتر رهنورد رو دانلود کنین و ببینین.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

متن کامل نغمه های استاد محمدرضا شجریان

چند وقت بود دنبال یه مجموعه ای می گشتم که شعرای شجریان رو داشته باشه. بالاخره اینو پیدا کردم! هم شعرای خود شجریان رو داره، هم شعرای همایون رو! شاید به دردتون بخوره! 

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۲۰, پنجشنبه

رئال1-1 لیون

رئال کلللللی موقعیت خفن داشت! هی نزد نزد تا آخر یه گل مسخره خورد و حذف شد :(((((((((((((((((((((((
اه اه، حالم از لیون به هم می خوره؛ بازی که نمی کردن، فقط مثل عربا وقت تلف می کردن!!! اه اه

اه اه اه....
لعنت به اون داور مزخرف که کلا حال نمی کرد واسه رئال سوت بزنه!  

به مناسبت این اتفاق ناگوار از فردا 3 روز عزای عمومی! 

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

استرس دارم...

نه به خاطر امتحان فرداها، به خاطر بازی امشب رئال! 

* امشب جام باشگاه های اروپاست و رئال با لیون بازی داره و باید حتما حتما بره بالا! بازی رفت تو زمین لیون 1-0 باخت متأسفانه، ولی الان باید ببره حتما

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

رئال مادرید 3-2 سویا

ایول، رئال بالاخره رفت صدر جدول! الان خیلی خوشحالم.
دیشب بارسلونا با آلمریا 2-2 مساوی کرد و رئال 3-2 از سویا برد. بازیش خییییلی خفن بود!!

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

عروسی

آدم عروسی بره و گوششم کر بشه، بعد شامم زرشک پلو با مرغ بخوره دیگه خیییییییییییییییییلی ستمه!

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۳, پنجشنبه

13 اسفند 88

داداشم از تو اتاقش پی ام میده: "bia dare otaqe mano beband "!!!!!! الان واقعا من چی می تونم بگم؟!

گیلان

آخیش... بالاخره پروژه دی ای هم تموم شد! حالا می تونم یه کم نفس راحت بکشم و (با کلی تاخیر) بگم که هفته پیش با بچه های دانشکده رفته بودیم گیلان! علی رغم همۀ ایرادایی که داشت و غرایی که زده شد (می دونم باورش سخته ولی خداییش من یک کلمه ام غر نزدم!) خیلی خوش گذشت. یعنی از اون تجربه هایی بود که دوست دارم هی تکرار شه!

ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۲۸, چهارشنبه

نمی کشه خوب، دست خودش نیست که!

الاناست که دیگه کار لپ تاپم به بیمارستان بکشه! خیلی داره بهش فشار میاد.
این Quartus خودش همین جوری کلی سنگینه، موقع کامپایل که دیگه قشنگ سیستمو میاره پایین! الان داشتم آهنگم گوش می دادم همزمان، زدم کامپایل کنه، بعد JetAudio قاط زد دیگه! داشت یه آهنگ جدید از خودش می خوند انقد حالش بد شده بود! بابا این بدبخت 1 گیگ RAM بیشتر نداره، نمی کشه خوب!

پ.ن بی ربط: فردا باز باید برم مدرسه با یه تعدادی بچه جغله (جقله؟؟) ی رو اعصاب سر و کله بزنم. خیلی غیرمنتظره بود (آخه قرار بود هفته دیگه برم، بعد یهو قرار شد فردا برم) ، کلی واسه فردام برنامه ریخته بودم :((((((((((...

ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۲۶, دوشنبه

و رئال به صدر جدول نزدیک می شود

آخ که چه حالی کردم دیشب و امشب! دیشب که رئال 3-0 برد از دپورتیوو خرز (Deportivo Xerez)، امشبم بارسلونا 2-1 باخت از اتلتیکو مادرید! الان اختلاف امتیاز رئال و بارسا شده 2 امتیاز. یعنی الان بارسلونا با 55 امتیاز اوله و رئال با 53 امتیاز دوم!
الان خیلی خوشحالم :دی

ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۲۱, چهارشنبه

به قول معروف(!!!!) سرخط تازه ترین خبرها

1- هی از بچگی تو این کتاب جغرافی خونده بودیم هوای جنوب کشور گرمه و همش آفتابه و اینا! تو این سایت هواشناسیم نگاه کرده بودیم و دیگه گفتیم داریم میریم جنوب کشور و اونجام که هنوز تابستونه! رفتیم دیدیم که ای بابا، گولمون زدن، اصلا هم هواش گرم نیست! بعد کلی لرزیدیم جاتون خالی! 
[این سایت سازمان هواشناسی کشور به نظر من اگه تغییر کاربری بده به این سایتا که جدیدترین عکسای بازیگرا رو می ذارن و اون بغلشونم تبلیغ سریال کره ای می کنن میرن رو اعصاب آدم، خیلی بیشتر می تونه مفید باشه! با اون پیش بینی کردنش! ]
اوه اوه... هواپیما رو که نگو...
از 2 روز قبل استرس داشتم! هواپیماشم که نمی دونستم چیه، فقط هی خدا خدا می کردم توپولف نباشه یه وقت بیفتیم پایین منفجر شیم!
اولش که این مهماندارا داشتن "دو در در عقب، دو در در جلو ...." رو یاد می دادن خوب دقت کردیم که اگه یه وقت داشت میفتاد هواپیما خودمونو یه جوری نجات بدیم به هر حال! (همشم داشتیم می خندیدیم چون خیلی بامزه می شن وقتی اینا رو توضیح میدن :)) )
3 تا مهماندار داشت؛ دو تاشون مثل هاپو بودن اصلا نمی شد باهاشون حرف زد، اون یکیم که اصلا زبون ما رو نمی فهمید. اصلا فکر کنم روبات بود چون کلا هیچ عکس العملی نداشت!
خلبانم که ماشالا خوشحال بود؛ 10-15 دقیقه آخر پرواز (که یواش یواش ارتفاعو کم می کنن) دیگه فرمونو ول کرده بود هواپیما به امید خدا داشت حرکت می کرد! آخرم شترق هواپیما رو نشوند زمین قلبمون اومد تو دهنمون.
البته پرواز برگشت انصافا خوب بود؛ هم مهمانداراش لطیف تر بودن (اونی که مثل روبات بود هم بود دوباره!) ، هم خلبان مثل آدم رانندگی می کرد! 
کلا خوش گذشت بهم! 


2- نمره های پروژه های دی اس رو دادن! الان دوباره دارم احساس خطر می کنم. اگه خدایی نکرده دی اس بیفتم، همه چیزای بدش و بعدش با هم یه طرف، اینکه کلاس دی اس این ترم ساعت 7:30 صبحه تنهایی یه طرف! بعد تازه 7:30 کوییزم داره :(( 
وووووویییییی.... خدا نکنه :-s


3- فردا 22 بهمنه و همه می خوایم بریم سالگرد پیروزی انقلاب رو خوب گرامی بداریم! خدا به خیر بگذرونه ایشالا.
الانم یه چند روزیه که اینترنت ترکیده! حالا تا کی می خواد همین جوری باشه دیگه خدا می دونه.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۱۴, چهارشنبه

کلاس 7:30 صبح

اسدی خیلی استاد خوبیه ها، ولی این یه کارش اصلا خوب نبود! بابا آخه کلاس 7:30 صبح دیگه چه صیغه ایه؟!!! خیلی ستمه! به سیستم من نمی خوره اصلا. من که ترم پیش زودترین کلاسم 10 صبح بود چه جوری الان یهو می تونم 7:30 سر کلاس باشم؟؟!
بابا اصلا برنامه خوابم به هم ریختش دیگه! از صبح ساعت 6 یه سره بیدارم تا الان (12:45)، الانم اصلا خوابم نمیاد، ولی می دونم دیگه؛ فردا تا لنگ ظهر خوابم، بعدم که بیدار می شم تا بعد از ظهر گیج و منگم! عملا روزم داغون میشه :(
یعنی یه استادی خواست یه دانشجو رو شکنجه بده، امتحان سخت و اینا لازم نیست، کافیه کلاسشو بندازه 7:30 صبح!

ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۷, چهارشنبه

7 بهمن 88

یوهوووووووووو... P-:>
یعنی اگه معماری اسدی بهم نمی رسید برنامم به کل داغون می شد! رزرو 19 بودما اول اولش!!!! ولی الان از آموزش میلش اومد که رفتم تو کلاسش. باورم نمی شه!
الان یه کمی از بد و بیراهایی که این دو روز نثار بیگی کردمو پس می گیرم! همه رو نه، چون اگه مثل آدم همون روز ثبت نام ظرفیتو زیاد می کرد من الان یه شام پیاده نمی شدم!!

ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه

5 بهمن 88

امروز تو دانشگاه خیلی خیلی بهم خوش گذشتا (کلا روزای ثبت نام خیلی خوش می گذره! هیجانش بالاست :دی)، ولی نمی دونم چرا الان یه جوریم، یعنی یه جور بدیم :(
جنبۀ یه روز کامل خوشحالی رو ندارم!(کیف فوتبالای دیشب سر جاشه ها، امروز یعنی فقط تو دانشگاه)  :(
------
این مطلب رو بخونید (مخصوصا پاراگراف اولش که کامل در مورد دکتر قدسیه). من الان دارم کلی غصه می خورم :(((((((((

اینتر-میلان / رئال-مالاگا

12:30 نصفه شب
یعنی الان دارم ذوق مرگ می شم؛ اینتر 1-0 میلان ، رئال مادرید 2-0 مالاگا (تا آخر نیمه اول)
رونالدو به فاصله 5 دقیقه دو تا گل زد در حد تیم ملی! عالی بود... حال کردم.
اون ور اشنایدر(اینتر) اخراج شد :( (فکر کنم یه فحشی چیزی داد که اخراج شد!)
الان اولای نیمه دوم اینتر- میلان ه و بین دو نیمه رئال- مالاگا.
تماشاچیای اینتر و میلانو که نشون میده آدم به صورت مضاعف خرکیف میشه! خدا قسمت کنه ما یه بار این اینتر-میلان و رئال-بارسلونا رو از نزدیک ببینیم :دی
----------
1:25 نصفه شب
الان هر دو تا بازیا تموم شدن.
رئال 2-0 برد، اینترم همین طور.
لوسیو(اینتر) اخراج شد :(
رونالدو(رئال) هم اخراج شد :((
خولیو سزار پنالتی رونالدینیو رو گرفت :پی

ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۳, شنبه

خدا نیاره...

اون روزی رو که مجبور باشی یه گرۀ سیاه رو از یه درخت قرمز-سیاه حذف کنی!

ه‍.ش. ۱۳۸۸ دی ۳۰, چهارشنبه

جام جهانی

 به قول همین جوری: " همانا امتحاناتِ فاینال ترم آینده در اعماق جام جهانی 2010 است. آیا پس نمی اندیشید...؟"
الان من یه بررسی ای کردم، دیدم که جام جهانی 21 خرداد ( 11 ژوئن) شروع میشه و امتحانای ما 18 خرداد!
بعد امتحانای ما 1 تیر ( 22 ژوئن) تموم میشه! یعنی 11 روز از بازیای جام جهانی رو نمی تونیم با آرامش ببینیم :(  حالا خدا رو شکر این 11 روز همش  تو مرحله گروهیه!
خدایی جام جهانی خیلی مهمه، لازم بود این تحقیق و بررسی رو انجام بدم حتما :-"

پ.ن بی ربط: نمی دونم چرا نزدیک هر اتفاق مربوط به دی اس میشه (الان شنبه پایان ترمشو دارم)، همه کارم میاد الا دی اس خوندن! از فیلم و سریال دیدن گرفته تا بررسی برنامۀ امتحانای ترم بعد و تطبیقش با برنامه جام جهانی!!!!! (در همین باب)

شانس (به قول بچه ها گفتنی) در حد ببعی

وقتی از بین 8 تا رند ثبت نام تو میفتی رند 7 (!!) تنها و تنها این سوال فلسفی به ذهنت میاد که اون موقع که ملت تو صف شانس بودن تو دقیقا کجا تشریف داشتی که هیچی بهت نرسیده؟؟!!! :(

ه‍.ش. ۱۳۸۸ دی ۲۸, دوشنبه

28 دی 88

خیلی واسم جالبه که یه عده به جای اینکه خودشون تصمیم بگیرن که چی خوبه، چی بده، خودشون خیلی دوست دارن که یکی دیگه این تصمیما رو واسشون بگیره!! واقعا عجیبه که بعضیا انقد راحت حاضرن اختیارشونو بدن دست یکی دیگه!
الان پیرو یک سری اتفاقات(!!)، یه پیشنهادی توی گروپمون(گروپ دوره مون تو دانشگاه) مطرح شده که آقا بیاین یکی رو بذاریم approver ایمیلا؛ یعنی یکی اول همه میلا رو بخونه، اگه صلاح دونست اجازه بده که میل به کل اعضای گروپ بره!!! یعنی عادت کردیم به این سیستم، دست خودمون نیست! عادت کردیم که منفعل باشیم، یکی بگه همینه و مام بگیم چشم، هیچ چون و چرایی هم نکنیم!!
بابا آخه مگه خودمون شعور نداریم؟ مگه خودمون نمی فهمیم چی خوبه چی بده؟ اون طرفی که قراره انتخاب بشه مگه کیه که باید واسه من تصمیم بگیره که چی رو بخونم چی رو نخونم؟ چه فرقی با من داره که اون باید تصمیم بگیره و منم قبول کنم؟
هر کی هر حرفی که می زنه، باید پیامداشم بپذیره! یعنی چی که یکی دیگه حرف منو سانسور کنه که نکنه یه وقت به کسی توهین بشه و من بعدش فحش بخورم؟ بابا خوب اگه حرف بدی زدم، به کسی توهینی کردم، بذار فحششم بخورم، حقمه! اگه تا ابد سانسور بشم هیچ وقت آدم نمی شم، هیچ وقت نمی فهمم که فلان کارم بده، ممکنه باعث ناراحتی کسی بشه.
به نظر من سیستم (در اینجا گروپ)  اگه باز باشه، یعنی هر کی آزاد باشه هر چی می خواد بگه، به تدریج هم سطح شعور اجتماعی افراد اون سیستم بالا میره و هم ظرفیتشون! یعنی نهایتا به جایی می رسیم که همه خودشونو موظف می دونن که به بقیه احترام بذارن و ظرفیتشون هم برای پذیرش انتقاد بالا میره.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه

اتلتیک بیلبائو1-0 رئال مادرید :(((((((

بابا این خیلی نامردیه، من خودم شاهد بودم چه جوری بازی کردن، خیلی خفن بود. n تا موقعیت داشتن. حقشون نبود ببازن :(((
دیشب بارسا هم 4-0 سویا رو برد.
الان بارسا با 46 امتیاز اوله و رئال با 41 امتیاز دوم (جدول لیگ اسپانیا)  :(

ه‍.ش. ۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

شهادت دکتر مسعود علی محمدی


از وبلاگ دالان سبز در تاریخ 1/12/10 : 

دکتر علی محمدی استاد دوران لیسانس من را، امروز صبح جلوی درخونه اش ترور کردند.
من چند تا نکته را سریع اینجا مینویسم و میرم ببینم چه خبره.
یک اینکه ایشان، اصلا هم دانشمند هسته ای نبود. ذرات بنیادی کار بود. آنهایی که این قدر مزخرف خبر تنظیم میکنند و منتشر می کنند (یعنی همه ی خبرگزاری هایی که خبر را تا الان منتشر کردند!!! خاک بر سرها!) حتی به خودشان زحمت ندادند یک بار اسم این بنده خدا را توی گوگل جستجو کنند، یا بروند سایت دانشکده فیزیک دانشگاه تهران یا سایت خودش گرایشش را ببینند.
دو اینکه اینهایی که خبر از متعهد بودن و انقلابی بودن استاد ما می دهند، البته درست می گویند. ولی ایشان به شدت انقلابی درستی بودند! سبز بود به چه شدتی! روز 25 خرداد، من از پردیس انقلاب دانشگاه آمدم دانشکده فیزیک، داشتم برای دانشجوها و استادها تعریف می کردم که تو تجمع انجمن اسلامی، از دفتر میرحسین زنگ زدن و گفتند که امروز حکم تیر دادن و نرید و ...
برگشت به من گفت : «جوون! از گلوله نترس! جلوی اینا باید ایستاد! گلوله اولش درد دارد...» بعد من جدا رفتم اون تظاهرات را! این هم برداشته بود مینی بوس گرفته بود بچه های دانشکده را برده بود تظاهرات.
سه اینکه هفته ی پیش یک جلسه ی بحث سیاسی توی دانشکده راه انداخته بود. گفته بود من هم دوره ی لیسانس دانشجو و کدیور و عبدی و این ها بودم. فعال انجمن هم بودم. باید بحث کرد و از این چیزا. می گفت یه عده بهم گفتند این جلسات را تعطیل کن راه نینداز، ولی من گوش نمی کنم! ادامه میدم این جلسات را...
چهار اینکه اولین دانش آموخته ی دوره ی دکترای داخل کشور بود و استاد تمام دانشگاه تهران!

پ.ن1: الان یعنی اینا دارن اعلام می کنن که ایشون دانشمند هسته ای بودن و به خاطر همین دشمنا ترورشون کردن، در حالی این طور نیست و ایشون سبز بودن و احتمالا به خاطر همین ترور شدن!!!
پ.ن2: عکسای امروزم اینجا ببینید. :((

ه‍.ش. ۱۳۸۸ دی ۱۸, جمعه

تعویق امتحانات؟؟؟

الان یه ایمیلی (فکر کنم) واسه هممون اومد از طرف "دانشگاه صنعتی شریف"، با عنوان "لزوم حفظ هشیاری" و با این مضمون:
با سلام،
عده ای سودجو، قصد دارند تا در پایان ترم جاری، با به تعویق انداختن امتحانات، فضا را برای سوء استفاده های خود فراهم کنند. پیشگیری از تکرار وقایع تلخ ترم گذشته، که باعث اتلاف زمان و هزینه زیادی از بسیاری از دانشجویان شد، هشیاری همه دانشجویان را میطلبد. مواظب باشیم با کوتاهی خود در مقابل عده محدودی فرصت طلب و سودجو، موجبات سوء استفاده ایشان و ایجاد فضای تنش و ناآرامی را در دانشگاه همیشه شریف، بیش از پیش فراهم نکنیم.
با تشکر

:))
بد ترسیدنا! ;))
یعنی اگه یکی اصلا تو این فازا هم نبود تا حالا، الان پیگیر میشه ببینه چی به چیه! سوژه ان اینا درنوع خودشون :))

ه‍.ش. ۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

تا 11:59 دقیقه وقت داشتیم تمرین دی اس رو بفرستیم، منم دقیقا 11:59 دقیقه فرستادم. خوشم میاد همیشه دقیقه 90ی کار می کنم :دی


پ.ن1: اسم 90 اومد، یاد 90 دیشب افتادم. اگرچه بیشترشو خواب بودم، ولی همون 45 دقیقه آخرشم که دیدم عجب چیزی بود. کولاک کرد دادکان. واقعا آدم می فهمه می گن طرف سرش به تنش می ارزه یعنی چی! نه تهمت زد نه ضعفی از خودش نشون داد، خیلی شیک دوستان(!!) رو شست گذاشت کنار! من که تو عالم خواب و بیداری کلی حال کردم باهاش. اس ام اس رو هم که یه بلا ملایی سرش آورده بودن که از یه جایی به بعد 3 می زدی نمی رفت!!
پ.ن2 (ادامۀ همون پ.ن1): یه جا برگشت گفت: " به فرزندانم و خانواده ام گفتم، بعد 120 سال افتخارات من سه چیز بیشتر نیست، 1. گرفتن مدال لیاقت مدیریت از دست آقای خاتمی، 2. صعود به جام جهانی، 3. بركناری توسط علی آبادی"  انقد حال کردم که خدا می دونه!!!
پ.ن3(ادامۀ دو تا قبلی!): در کل دیشب خرکیف شدم رفت!!! تا صبحم داشتم خواب 90 می دیدم :پی
پ.ن4: می بینم که این پست بیشتر از اصل نوشته، پی نوشت داره :-"    خوب به هر حال اینم یه مدلشه دیگه!